محمد الريشهري

200

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

كه اين گزارش در آن دوره ، متنى مقبول شمرده مىشده است . 2 . طريق شيخ صدوق با سه واسطه به محمّد بن بحر شيبانى مىرسد . در طريق ديگر ، مؤلّف كتاب دلائل الإمامة با يك واسطه و شيخ طوسى با دو واسطه آن را از محمّد بن بحر شيبانى گزارش كرده‌اند . « 1 » 3 . با وجود آن كه شيخ صدوق مىتوانسته اين متن را بدون واسطه و يا با يك واسطه از محمّد بن بحر شيبانى نقل كند ؛ ولى آن را با سه واسطه نقل كرده است ، در حالى كه شيخ طوسى - كه دو طبقه از شيخ صدوق متأخّر است - ، آن را با دو واسطه نقل نموده و اين تفاوت ، بسيار عجيب است . شايد دورى جغرافيايى محمّد بن بحر شيبانى از سرزمين رى و شهرهاى مشهور حديثى ، موجب وجود اين واسطه‌ها در سند باشد . 4 . همهء افراد موجود در سند بجز محمّد بن بحر ( راوى اوّل ) ، مجهول يا مهمل هستند كه نشانهء ضعف رجالى آنها و در نتيجه ضعف اين سند است . 5 . محمّد بن بحر شيبانى ( راوى اوّل ) نيز به غلو متّهم شده و در كتاب‌هاى رجالى ، مورد بحث قرار گرفته است . برآيند حاصل از تحقيقات رجالى ، توثيق واعتبار او را اثبات نمىكند . « 2 » او فردى پرروايت و از معاريف حديثى هم نيست .

--> ( 1 ) . سند كمال الدين ( ص 417 ح 1 ) اين گونه است : حدّثنا محمّد بن علىّ بن حاتم النوفلى ، قال : حدّثنا أبو العبّاس أحمد بن عيسى الوشّاء البغدادى ، قال : حدّثنا أحمد بن طاهر القمّى ، قال : حدّثنا أبو الحسين محمّد بن بحر الشيبانى . سند شيخ طوسى در الغيبة ( ص 208 ح 178 ) چنين است : أخبرنى جماعة عن أبى المفضّل الشيبانى عن أبى الحسين محمّد بن بحر بن سهل الشيبانى الرهنى قال : قال بشر بن سليمان النخّاس . و در كتاب دلائل الإمامة ( ص 489 ح 488 ) هم بدين صورت آمده : حدّثنا أبو المفضّل محمّد بن عبد اللَّه بن المطّلب الشيبانى سنة خمس و ثمانين و ثلاثمائة ، قال : حدّثنا أبو الحسين محمّد بن بحر الرهنى الشيبانى ، قال : وردت كربلاء سنة ستّ و ثمانين و مائتين . ( 2 ) . ابوالحسين ، محمد بن بحر رهنى شيبانى ( درگذشته پيش از سال 320 ) ، اهل نرماشير كرمان و مؤلف كتابهاى متعدد مانند : البدع ، التقوى ، الاتّباع ، الفرق بين الآل و العترة و . . . است . دو تن از رجال شناسان كهن شيعه ، يعنى غضائرى ( رجال ابن غضائرى : ص 98 ش 147 ) و كشّى ( رجال الكشّى : ج 1 ص 363 ) ، او را غالى خوانده‌اند و شيخ طوسى نيز او را متهمّ به غلوّ و تفويض دانسته ( الفهرست : ص 390 ، ش 599 ، الرجال : ص 447 ش 6356 ) و نجاشى درباره او گفته : « برخى از همكشيان ما ميگويند : او متمايل به غلوّ بود ، اما حديثش تقريباً سالم است » ، اما خود در منشأ اين قول ترديد كرده است ( الفهرست ، نجاشى : ج 2 ص 303 ش 1045 ) . اما شيخ صدوق ، در كتاب علل الشرائع ( ص 211 ) تعبير « رضى اللَّه عنه » را براى او به كار برده كه نشان از گونه‌اى مقبوليت نسبى نزد وى دارد . نكته تأمل برانگيز ، نقل اندك محدثان از محمد بن بحر با وجود تأليفات فراوان - حدود پانصد كتاب ( الفهرست ، طوسى : ص 390 ، شماره 599 ) - منسوب به اوست . براى نمونه شيخ صدوق در كتابهاى فراوان خود ، رواياتى انگشت شمار از او نقل كرده كه محتواى همين گزارشها هم چندان مقبول و متعارف نمى نمايد ) كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 3 ص 106 ح 3426 و ص 108 ح 3427 ، كمال الدين : ص 352 ح 50 و ص 454 ح 12 ) . در ديگر كتابهاى حديثى نيز وضعيت همين گونه است . از اين رو و بر پايه مجموع قرينه‌ها ، نمى توان به گزارشهاى محمد بن بحر رهنى ، اعتماد كرد .